دلت که بلرزه، دیگه هیچی مهم نیست!

۲ دقیقه
دلت که بلرزه، دیگه هیچی مهم نیست!
💢 مامانم یه دوست داره که 45 ساله باهم دوست و همکار بودن، مامانم تعریف می‌کنه که خاله پروین از همون جوونی همیشه می‌گفت: «من عاشق مردای خیلی رسمی‌ام… کت‌وشلواری، اتوکشیده، یه آدم آروم و کم‌حرف. اصلاً با آدم شلوغ، پرانرژی، شوخ و پر حرف نمی‌تونم کنار بیام.»

🍀همه هم می‌گفتن: «پروین فقط با یه مدیرعامل خشک و رسمی ازدواج می‌کنه!»
تا اینکه...

☘سرِ یه مهمونی خانوادگی، با عمو نادر آشنا شد؛
یه مرد، کاملاً برعکسِ معیارهاش:
پر از شیطنت، همیشه خنده‌رو، عاشق شوخی‌های بی‌مزه، لباس‌های راحت، حتی گاهی دمپایی لاانگشتی!
نه رسمی بود، نه اتوکشیده، نه کم‌حرف.
ولی...

📌یه چیزی تو دل خاله پروین لرزیده بود.
یه جایی بین خنده‌های عمو نادر، بین اون نگاه ساده و بی‌تکلفش، یه چیزی نشست تو دلش.
همون چیزی که هیچ معیار و چک‌لیستی نمی‌تونه اندازه بگیره.
آخرش هم خاله پروینِ همیشه‌سخت‌گیر، عاشق همون مردی شد که هیچ‌وقت تو لیست معیارهاش نبود.
ازدواج کردن و هنوزم بعد سال‌ها، خاله پروین می‌گه:
«اگه اون‌روز دلم نمی‌لرزید، من هنوز دنبال یه آدم خیالی بودم.»
همه‌ی این داستان‌ها یک حقیقت رو فریاد می‌زنن:
وقتی دل درگیر بشه،
قد و وزن و رنگ و مدل لباس و تیپ و سن و هزار تا چیز دیگه،همه‌ش می‌ره کنار.

❇️دلت که بلرزه دیگه هیچی مهم نیست، نه ظاهر، نه اختلاف قد، نه سن، نه لاغری و چاقی نه حتی خیلییییی چیزای دیگه! دله دیگه میلرزه، عاشق میشه، درگیر میشه، اونوقته که هیچی مهم نیست، هیچی‎هااااا !

✅کاش دل‌هاتون تو درست‌ترین زمان، برای درست‌ترین آدم بلرزه.

 

پست‌های مشابه

برای ثبت نظر و امتیازدهی، می‌توانید از طریق اپلیکیشن همدم اقدام کنید.