حکایت خروس و بهای اولین عقبنشینی
۲ دقیقه

📖 در حکایتی عربی آوردهاند که خروسی هر سحر، با بانگ خود، وقت نماز را به صاحبش یادآوری میکرد.
👤 صاحب خروس مردی بیاعتنا به نماز بود. روزی به خروس گفت:
💬 «از فردا دیگر نمیخواهم صدای قوقولیقوقویت را بشنوم؛ وگرنه سرت را میبرم!»
😔 خروس که جانش را در خطر میدید، از ترس سکوت کرد و بانگ سحر را کنار گذاشت.
⏳ چند روز بعد، صاحبش دوباره آمد و گفت:
💬 «از فردا باید مثل مرغ، قدقد کنی؛ نه قوقولیقوقو! وگرنه سرت را میبرم.»
🐓 قدقد کردن برای خروس آسان نبود، اما برای حفظ جانش، به این خواسته هم تن داد.
📆 مدتی گذشت. این بار صاحب گفت:
💬 «از فردا هر صبح برایم تخم بگذار؛ اگر نتوانی، بیشک سرت را میبرم!»
💭 خروس که دیگر به بنبست رسیده بود، با حسرت گفت:
«🥀 «کاش همان روز اول تسلیم نمیشدم؛ آن وقت با عزتِ بانگ سحر کشته میشدم، نه با خفتِ تخم نگذاشتن.»»
✨ فراموش نکنیم :
🔹 گاهی اولین عقبنشینی، آغاز زنجیرهای از خواستههای بیپایان است.
🔹 کسی که برای حفظ آسایش، از اصول خود دست میکشد، ممکن است روزی مجبور شود به خواستههایی تن دهد که نه در توان اوست و نه با هویتش سازگار.
⚠️ اگر از ارزشهای خود کوتاه بیایی، ممکن است دیگران هر روز قدمی جلوتر بیایند و از تو چیزی بخواهند که دیروز حتی تصورش را هم نمیکردی.
👤 صاحب خروس مردی بیاعتنا به نماز بود. روزی به خروس گفت:
💬 «از فردا دیگر نمیخواهم صدای قوقولیقوقویت را بشنوم؛ وگرنه سرت را میبرم!»
😔 خروس که جانش را در خطر میدید، از ترس سکوت کرد و بانگ سحر را کنار گذاشت.
⏳ چند روز بعد، صاحبش دوباره آمد و گفت:
💬 «از فردا باید مثل مرغ، قدقد کنی؛ نه قوقولیقوقو! وگرنه سرت را میبرم.»
🐓 قدقد کردن برای خروس آسان نبود، اما برای حفظ جانش، به این خواسته هم تن داد.
📆 مدتی گذشت. این بار صاحب گفت:
💬 «از فردا هر صبح برایم تخم بگذار؛ اگر نتوانی، بیشک سرت را میبرم!»
💭 خروس که دیگر به بنبست رسیده بود، با حسرت گفت:
«🥀 «کاش همان روز اول تسلیم نمیشدم؛ آن وقت با عزتِ بانگ سحر کشته میشدم، نه با خفتِ تخم نگذاشتن.»»
✨ فراموش نکنیم :
🔹 گاهی اولین عقبنشینی، آغاز زنجیرهای از خواستههای بیپایان است.
🔹 کسی که برای حفظ آسایش، از اصول خود دست میکشد، ممکن است روزی مجبور شود به خواستههایی تن دهد که نه در توان اوست و نه با هویتش سازگار.
⚠️ اگر از ارزشهای خود کوتاه بیایی، ممکن است دیگران هر روز قدمی جلوتر بیایند و از تو چیزی بخواهند که دیروز حتی تصورش را هم نمیکردی.


















